محمد ابراهيمى وركيانى

278

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

به معاويه رسيد قيس را نيز امان داد . معاويه گفت : حسين را نيز بخوانيد تا اين قرار را امضا نمايد . امام حسين ( ع ) ابا نمود و به مجلس او حاضر نشد . امام حسن ( ع ) گفت : اى معاويه ، دست از حسين بدار و او را بدين كار اكراه مكن كه او هرگز با تو بيعت نكند تا او را نكشند و او را نتوان كشت تا اهل‌بيت او را نكشند و اهل‌بيت او را نتوان كشت تا همه شيعيان او را بكشند . بنابراين اگر در سر اين كار جمله لشكر شام كشته شود ميسر نگردد . چون معاويه اين سخن را شنيد خاموش شد . . . اما كسى نزد قيس بن سعد فرستاد و او از حضور خوددارى كرد . امام حسن ( ع ) قيس را نصيحت كرد و بيعت خويش از او بازگرفت . آنگاه قيس با معاويه بيعت كرد . معاويه گفت من نمىخواستم اين كار انجام گيرد و تو زنده باشى ! قيس گفت : من هم نمىخواستم تو خلافت كنى و من زنده باشم . « 1 » تحليل علل و عوامل صلح صلح امام حسن ( ع ) با معاويه يكى از رويدادهاى پيچيده در اسلام است كه بسيارى از نويسندگان درباره آن دچار ابهام بوده و با شگفتى به آن نگريسته و آراى مختلفى در مورد آن ابراز داشته‌اند . جاى دقت است كه امام حسين ( ع ) در تمامى تصميم‌گيرىها همراه برادر بوده و عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عباس ( از بزرگان بنىهاشم ) نيز نسبت به تصميم امام حسن ( ع ) با او مخالفتى نداشته و بلكه همراه و همانند او همه پيشنهادهاى شيعيانِ مخالف صلح را رد كرده و به همراه حضرت به مدينه بازگشته‌اند . « 2 »

--> ( 1 ) . ابن‌اعثم ، الفتوح ، ص 766 . ( 2 ) . شيخ مفيد لشكريان امام ( ع ) را چنين توصيف مىكند : آنان از گروه‌هاى مختلفى تشكيل شده بودند . بعضى شيعيان واقعى او و پدرش بودند و پاره‌اى نيز از خوارج بودند كه به هر طريقى مىخواستند با معاويه پيكار نمايند . بعضى نيز آشوبگر و در فكر كسب غنائم جنگى بودند و تا زمانى همراه امام ( ع ) بودند كه اميد به پيروزى داشتند و به‌هنگام نااميدى حتى اموال امام ( ع ) را غارت كردند . برخى نيز از نظر عقيدتى در شك به‌سر مىبردند و گروه‌هايى نيز به فكر تعصب قومى بودند و جز از رؤساى قبيله خويش اطاعت نمىكردند و خيلى به دين پايبند نبودند . ( مفيد ، الارشاد ، ج 2 ، ص 7 )